
نظرات شما عزیزان:
ღ❣ مـلیــنا ❣ღ 
ساعت3:40---22 شهريور 1396
سلااااام هانی چطوری خوبی؟
خب اخرش زیاد معلوم نبود چی ب چی بود البته شاید من گیج میزنم نفهمیدم خخخخخخ
حیلی جالب باحااال بود .gif)
موفق باشی فعلا پاسخ:سلام ملیناجان...خوب باشی خوبم...خوب الان میگم...قاتی پاتی که نوشتمش ولی سر و تهش اینه که من کره زمینو نجات دادم...مهم نیس چطوری مهم اینه که نجاتش دادم..حالا یکی با توپ لیزری کره زمین نجات میده یکی با چوب و میخ و تیشه...مهم نیته..خوب...ممنون...و ..ممنون که کامنت نوشتی...موفقققققققق
ملیکآ 
ساعت3:37---23 مرداد 1396
سلام موسیو
من ک سر و تهشو نفهمیدم.gif)
کوسه مودب و برم ک اقا هانی شو یادش نمیره.gif)
تو اون عکسم ک قشنگ تابلوعه پسره خودشو ب زووور چپونده تو جمع خخخ یا میخواسه خودی نشون بده میون بروبچ یا تو دوربین جا شه پاسخ:سلام پرنسس خانوم...خوب کاملا طبیعیه خودمم نفهمیدم...خوب دیگه من و این کوسه از خیلی وخته با هم رفیق بودیم...تو جنگای صلیبی دوره رنسانس باش آشنا شدم..حالا داستان داره...خوب...ادامه مطلب...یوسف که فکر کرده بود اینا منو دوستامیم...البته یه ذره واقعیتم یه همچین چیزیه..خوب..ممنون که دعوتمو به وبلاگ خودت قبول میکنی...خدافظظظظظظ
yousef 
ساعت0:43---20 مرداد 1396
سلام به همگی...امیدوارم همیشه سالم و خوش باشید...هر چند که فراموشم کرده باشید..
هانی خداییش نگرفتم این خاطره خوشگل ات نکته فنی یش کجاس...ولی میدونم خودت خوب میدونی چی نوشتی ...ادامه مطلبت خیلی خوشحالم کرد...
چون اولش اینکه به خود من مربوط میشه که ازش خوشم اومد ..دومم اینکه با دیدن ادامه مطلبت فکر کردم که عکس خودت و دوستات «همشهریات هستن»ولی افسوس که نبودی و نیستن...
درسته که خاطره ات رو متوجه نشدم ولی یه حدسی زدم که برا چی نوشتی ولی خاطره ات رو خیلی دوستداشتم...در پناه خدا...یا علی.gif) .gif) پاسخ:سلام یوسف جان...خیلی ممنون منم همین آرزو رو برای تو دارم...خوب..والله خودمم نمیدونم نکته فنیش کجاس...بخاطر تعریفت از ادامه مطلب ممنونم...خوب خداروشکر که خوشت اومد...نه نیستیم...ما نیستیم...البته فرقیم نمیکنه چار پنجتا شلوغ پلوغ عین خودمونن دیگه...خوب...از حدست مارو هم بگو...برام جالبه که بدونم....خوب..ممنون کامنت نوشتی...تو هم همینطور در پناه خدا و یاعلی
|